حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 211
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
و از تعدّيات مأمورين دولتى جلوگيرى كنند ثالثا براى سرعت اجراى احكام و جلوگيرى از نفوذ متنفّذين ايران را به چهار قسمت تقسيم كرده براى هريك فرمانفرمائى با اختيارات فوقالعاده معيّن نمود هريك از قسمتها را پادگس « 1 » و فرمانفرما را پادگسبان ميناميدند رابعا قشون چريكى در زمان او مبدّل بقشون دائمى شد و براى سپاهيان و صاحبمنصبان حقوق و جيره مقرّر گرديد علاوهبر اين اقدامات شاه بشخصه بامور قضائى رسيدگى ميكرد و احكامى كه ميداد بسرعت در تمام بلاد ايران اجراء ميشد پس از اصلاح امور لشگرى و كشورى خسرو بمعارف پرداخت چنان كه در جاى خود بيايد راجع بامنيّت مملكت علاوهبر جنگهائيكه خسرو با مردمان صحراگرد مانند هياطله و خزرها و غيره كرد و آنها را مطيع يا مخذول نمود قلاع و سدّهاى متعدّد براى جلوگيرى از تاختوتاز آنها ساخت مانند سدّ دربند « 2 » در قفقازيّه و قلاع گركان و اترك و غيره از كارهاى خسرو يكى هم توجّه مخصوصى است كه نسبت بزراعت و صنايع و تجارت داشت : براى پيشرفت زراعت زمين و تخم و حيوانات اهلى بزارعين داد و براى ازدياد سكنه امر كرد هرمردى تأهل اختيار نمايد گدا و ولگرد را مجازات نمود و راههائى براى رونق تجارت بساخت و مسافرين خارجه را با مهربانى پذيرفت چون اينكارهاى خسرو آرامش ايران و رفاه مردم را تأمين كرد او را انوشه روان خواندند سياست خارجه وقتى كه خسرو به تخت نشست اوضاع مقتضى هيچگونه خصومتى با روم شرقى نبود چه خسرو به خوبى ميدانست كه بايد بدوا باصلاحات داخله پرداخته مملكت را به حال طبيعى برگرداند يوستىنين امپراطور بيزانس همچون بامور ايطاليا و افريقا مشغول بود و سردار نامى او بىلىزار پيشرفت هاى بزرگى داشت هيچ نميخواست در مشرق با ايران طرف شود بنابراين
--> ( 1 ) - PADHGOS ( 2 ) - سد دربند را در دوره اسلامى باب الابواب گفتهاند